خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دمی به افتخار سنایی!

    Image result for ‫شعر سنایی غزنوی ملکا ذکر تو گویم‬‎

    ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

    نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

     

    همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم

    همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

     

    تو زن و جفت نداری، تو خور و خفت نداری

    احد بی‌زن و جفتی، ملک کامروایی  **

     

    نه نیازت به ولادت، نه به فرزندت حاجت

    تو جلیل‌الجبروتی، تو نصیرالامرایی  **

     

    تو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمی

    تو نماینده فضلی، تو سزاوار ثنایی

     

    بری از رنج و گدازی، بری از درد و نیازی

    بری از بیم و امیدی، بری از چون و چرایی  **

     

    بری از خوردن و خفتن، بری از شرک و شبیهی

    بری از صورت و رنگی، بری از عیب و خطایی  **

     

    نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی

    نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

     

    نبد این خلق و تو بودی، نبود خلق و تو باشی

    نه بجنبی، نه بگردی، نه بکاهی، نه فزایی  **

     

    همه عزی و جلالی، همه علمی و یقینی

    همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی  **

     

    همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی

    همه بیشی تو بکاهی، همه کمی تو فزایی  **

     

    احد لیس کمثله، صمد لیس له ضد

    لمن‌الملک تو گویی که مر آن را تو سزایی  **

     

    لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید

    مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

    منبع:اشعار عرفانی شعرای بزرگ


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : توحید ,
    دمی به افتخار سنایی!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده